شيخ حسين انصاريان

501

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

و مطالبهء مال كرد و همان گونه كه امام به او سفارش كرده بود سخن گفت . امام عليه السلام با او سخن به نرمى گفت و با وى مهربانى كرد و از او پوزش خواست و به اداى دين و خشنوديش وعده‌اش داد . داستان حضرت با مرد عرب به متوكّل رسيد ، متوكّل فرمان داد كه سى هزار درهم براى حضرت امام هادى عليه السلام ببرند ، چون درهم‌ها را براى آن بزرگوار بردند آنها را دست نزد تا عرب آمد ، به او فرمود : اين مال را برگير و دينت را بپرداز و باقى را در مخارج اهل و عيالت هزينه كن و عذر ما را هم بپذير . اعرابى گفت : پسر رسول خدا ! به خدا سوگند اميد من به يك سوم اين مال بود ولى خدا مىداند كه رسالتش را در چه جايگاهى قرار دهد ، و مال را گرفت و از خدمت حضرت امام هادى عليه السلام بيرون رفت « 1 » . نام گذارى فرزند ايوب بن نوح مىگويد : به حضرت امام هادى عليه السلام نوشتم : همسرم حامله است ، از خدا بخواه پسرى به من عنايت كند ، امام به من نوشت : هنگامى كه به دنيا آمد نامش را محمّد بگذار ، پس پسرى برايم به دنيا آمد و من نامش را محمّد نهادم « 2 » .

--> ( 1 ) - كشف الغمة : 2 / 374 ؛ بحار الأنوار : 50 / 175 ، باب 3 ، حديث 55 . ( 2 ) - كشف الغمة : 2 / 385 ؛ بحار الأنوار : 50 / 177 ، باب 3 ، حديث 55 .